تاريخ : شنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۴ | 1:33 | نويسنده : ༺ بانوے בلباخته ༻

ولی اون چرا انقدر بیشتر از من به تو میاد؟!

دروغ چرا درد داره ولی حقیقت همیشه درد داره و حقیقت ماجرا اینه که تو انتخاب درستی کردی وقتی بعد این همه سال هنوزم لبخنداتون کنار هم واقعی و گرم و پر از عشقه البته یه حقیقت دیگه هم وجود داره من تو لبخندای تو یه چیزی میبینم که نمیدونم چیه شکه تردیده شیطنته خیانته نقش بازی کردنه دروغه نمیدونم واقعا نمیدونم چیه ولی هرچی که هست یکم برام گرم نیست به خدا که به خاطر دل خودم نمیگم دا م از حقیقتا میگم دارم از دیده هام و چیزی که حس کردم از عکس جدید دک نفرتون حرف میزنم

وقتی دیدم پروفایل به روز شده اولش یخ کردم بعدش یکم بغض کردم بعدش شهامت به خرج دادم و با تمام شجاعتم عکسو باز کردم و حتی زوم کردم و سعی کردم بدون خودخواهی ببینمش عکس قشنگی بود همه چیز به همه چیز میومد به جز همون لبخندی که میگم یه طوریش بود شاید خستگی بود نه خستگی از زندگیا نه خستگی های عادی از کار منظورمه وگرنه که شما به نظر من عاشق تر از این هستید که بخوای از زندگی خسته باشی ولی در کل خوش به حالت که تو دنیایی که بعضیا هیچوقت طعم معشوق بودنو نمیچشن هیچوقت دوست داشته شدنو تجربه نمیکنن تو دو نفرو داری که عجیب دوست دارن



  • ناصح
  • عطسه