امشب میخوام از روزگار خودم بنویسم یه امشب حرفم حرف تو نباشه بلکه حرف خودم باشه که با چه جسارتی دارم تو این شرایط دوام میارم راستش این روزا خستگی و مشغله عجیب و غریب کاریو که بزاریم کنار بازم برام آدما دارن تغییر چهره میدن و در واقع دارن روی واقعیشونو نشون میدن و عجیبه برام که اون آدمایی یهو بی ذات میشن که بیشتر از همه بهشون توجه کردمو براشون اهمیت قائل شدم ولی خب چه میشه کرد آدمیزاد همینه دیگه راستش هنوزم کمی ناراحتم که نه ولی بهمم میریزه اما دیگه سوپرایز نمیشم من تازه ازشون شناخت پیدا نکردم بلکه خیلی وقته آدما نا امیدم کردن از خودشون و خب من دلم به خدای خودم گرمه و میدونم که حسابی هوامو داره اینو همیشه بهم ثابت کرده
ولی میدونی چیه جناب عشق هرچقدرم قوی و مستقل باشم یه جاهایی یه روزایی دلم میخواد پشتم به حمایتای مردونه تو گرم باشه دلم میخواد یه جاهایی بزنی تو دهن هرکی که داره از این بی پناهی ظاهریم سو استفاده میکنه میگم ظاهری چون گفتم که من جای تمام آدمای نا مطمئن خداست که پشت و پناهمه ولی خب آدما اکثرا کورن اینو که نمیبینن و من تورو برای چشمای کور اینا میخوام اما چه میشه کرد نیستی دیگه و شاید واقع بینانش این باشه که تو خودتم یکی از این لشکر رو بروی منی و من باید در مقابل ضربات پیوسته تمامی شما دووم بیارم و از اون بالاتر سعی کنم انسان بمونم و دومی گاهی واقعا خیلی سخت میشه و خب یه وقتایی هم نمیشه که بشه
بگذریم جناب عشق همین که بازم یک ساعتی در طول هفته با تو دور میشم از این دنیای پست خداروشکر که اگه تو هم نبودی واقعا کم میاوردم، درد تو درد نیست شکست من تو کل زندگیه من در برابر همه یه جنگجوی جسورم ولی در مقابل تو خیلی وقته شمشیرم گل داده.
دیدی بازم حرف تو شد بازم آخر خودم رسیدم به تو ولی خب طبیعیه مگه تو جدا از منی؟؟تو خود منی تو در رگ و پی من تنیده شدی و من خیلی وقته من نیست هرچی هست تویی و خدای من و شاید این معنای واقعی خیر و شر باشه
.: Weblog Themes By Pichak :.