یادم نمیاد آخرین بار کی رویا بافتم باهات ولی اینو میدونم وقتی خیلی خسته میشم از همه چیز به رویا بافی پناه میارم و خب آره به نظر خوب میرسه که خیلی وقته واقعا خسته نشدم اما میدونی چیه امشب یه طور غریبی بهت احتیاج دارم یه طوری که انگار سلول به سلولم دلتنگته و من نمیدونم چرا واقعا انقدر دلتنگ شدم کاش امشب بازم بیای تو خوابم و با یه لبخند بزرگ بهم بگی دیگه همه چیز تموم شد دیگه سهم من شدی
هوووووف نمیدونم چه مرگمه وقتی اینجوری میشم از خودم خوشم نمیاد چون خیلی تو موضع ضعف میبینم خودمو در حالیکه من ذاتا آدم قوی ای هستم و این ضعفا خیلی از من و شخصیتم دوره
ولی با این حال من پرم از دلتنگی پرم از حسرت و بی شمار ای کاش
یادته یه روز گفتم اگه برگردم عقب بازم مسیر تورو لنتخاب میکنم با تمام سختی ها و عذاباش؟دروغ چرا انقدر سرد و گرم و پر و خالی شدم که عشق تو منو از درون منفجر کرده و اگه الان برگردم عقب....نه دستم نمیره بنویسم انتخابت نمیکردم با تمام پاچیدگی روحی و روانی که تنها ثمره این عشق هست بازم انتخابت میکردم راستش به خنده هامون به چال روی لپت موقع خنده به چشمات که تمام دین و دنیامه به شنیدن اسمم از زبونتو فرو ریختن قلبم به کل کل های سیاسی و تاریخیمون که با تمام تفاوت نظرامون بازم به یه نقطه مشترک ختم میشیم به معدود دفعاتی که ازت دوستت دارم شنیدمو هربار انگار تازه از مادر زاده شدم به اون تک شبی که با صدای تو خوابم برد به وقتایی که از خواب عصر با صدای آروم تو از خواب بیدار میشم به نگاهای پر از شیطنتت به حرفایی که سرتاپامو از خجالت قرمز میکنه به تمام اون. لحظاتی که از هر حلالی به قلبم حلال تر میشی به تمام اینا میارزه این پاچیدگی میارزه که بعضی وقتا مثل امشب تا خرخره پر بشم از فکرتو عشقتو دلتنگی تمام وجودمو به چالش بکشه
میگما مرد مردم میشه همین چند قطره بودنتو از زندگیم نگیری حتی اگه خودم گفتم برو؟ببین من میگم ولی واقعا نمیتونم، نمیدونم اون چند سال چجوری تونستم دووم بیارم ولی الان نمیتونم واقعا نمیشه انگار باید روح از تنم جدا کنم همینقدر سخت و دردناکه لطفا باش هرچند کم ولی باش
.: Weblog Themes By Pichak :.