تاريخ : چهارشنبه چهارم تیر ۱۴۰۴ | 20:52 | نويسنده : ༺ بانوے בلباخته ༻

1404/04/03

دیشب زنگ زد ساعت ۲۰:۳۳ و من بودمو لرزه تمام وجودم، من بودمو عشقی که با تمام تلاشم واسه پنهان کردنش دوباره عیان شد من بودمو قلبی که فریاد دوست دارمش گوش دنیارو کر کرده بود و چقدررر سخت بود که جواب بدمو سرد باشم جواب بدمو جوری باشم که ناراحتم از تماسش برای همینم جواب دادمو خیلی معمولی جواب سلامشو دادم و گفت بهت پیام دادم گفتم ندیدم گفت میتونیم با هم صحبت کنیم گقتم آره گفت چند دقیقه دیگه زنگ میزنمو وقتی قطع کرد پیامشو دیدم که نوشته بود: سلام میتونیم با هم صحبت کنیم؟

زنگ زد چند دقیقه بعدش زنگ زدو گفت که میخواد واسه آخرین بار ببینتم و گفتم نه بعد کلی بحث گفت خوابت میاد؟ گفتم نه گفت پس ساعت ۱۱، ۱۱ و نیم پیام بده و من تو این ساعت خودمو کشتم تا پیام ندم و خودش پیام داد بیداری؟ کلی کلنجار رفتم که جوابشو ندم ولی نشد جوابشو دادم و حرفای قشنگی ازش شنیدم حرفایی که حالا و همین امشب اگه بمیرم دیگه حسرتی ندارم

ولی خب میدونی چیه؟من همون اسب وحشیم که فقط جناب عشق بلده با چندتا حرف و جمله جوری رامم کنه که آخرش نتیجه همه اون مقاومتا و نه گفتنا بشه یه بله از ته دل به تمام خواسته هاش و آخر مکالمه قلبم تو هر ضربان براش از شدت عشق بمیره

پیامامون که هست ولی چند دقیقه مکالمه آخرو با تمااام عشقای دنیا عوض نمیکنم وقتی صدام کرد و مردم براش وقتی صداش کردم و گفت جون دلم وقتی پرسید دوسم داری؟ و گفتم زیاااد بی نهایت وقتی پرسیدم دوسم داری؟ و گفت معلومه که دوست دارم وقتی گفت اگه موقعیتش جور بشه سینه خیز میام سمتت و منظورش وقتی بود که میاد که بمونه میاد که مال من بشه میاد که به قول خودش کاچی لازم بشم

نمیدونم دروغ بود راست بود خر کردن من بود یا هرچی ولی من خرش شدم با کمال میل خر حرفاش شدم زور که نیست نمیشه من نمیتونم در مقابلش مقاومت کنم من نمیتونم این همه عشقو ندید بگیرم من نمیتونم از درون براش بمیرمو جوری وانمود کنم که انگار دیگه دوسش ندارم وااای از اون لحظه که گفت الان نسبت به چند ساعت پیش آروم تر شدی؟ گفتم خیلی گفت حالا یادت اومد که من کیم؟؟آره دردت به عمرم یادم اومد که تو همهههه خواسته من از این زندگی ای تو تمااام تمنای منی اره فدات بشم یادم اومد تو همون جادوگری هستی که فقط و فقط خودت بلدی این قلب دیوونه رو رامش کنی جناب عشق تا صبح روز قیامت میگم عاشقتم بدون اینکه خسته بشم یا ذره ای برام کمرنگ بشه این عشق



  • ناصح
  • عطسه